من به جرم با وفایی این چنین تنها شدم چون ندارم همدمی بازیچه دلها شدم.

توی این هفت سال همیشه آرزو میکردم اون مال من بشه واسه همیشه

دوست داشتم قاب عکسش رو بدون هیچ ترسی بزارم  تو اتاقم

یا گردنبند اسمش رو بندازم تو گردنم

دستش رو بگیرم و بدون ترس ولرز تو خیابون راه برم

یا با همدیگه توی اتاقم بشینیم

همه اینا یه روزی برا من محال بودن و میگفتم نمیشه ممکن نیست

اما شد الان چند ماهه کا نامزد کردیم و عقدیم

یعنی مال خود خودم شد.

عاشقا برا خوشبختی ما دعا کنید

 

+ تاريخ سه شنبه چهاردهم مرداد 1393ساعت 12:4 نويسنده بهار بانو |
بچه ها آرزو کنید تا خدا آرزوهاتون رو برآورده کنه حتی اگه به نظر خودتون محاله
+ تاريخ سه شنبه چهاردهم مرداد 1393ساعت 12:1 نويسنده بهار بانو |
من و عشقم بعد از  هفت سال به همدیگه رسیدیم

 

وقتی به گذشته فکر میکنم میبینم همه اینا یه رئزی آرزوهای محالم بوده

+ تاريخ سه شنبه چهاردهم مرداد 1393ساعت 12:0 نويسنده بهار بانو |
میگن قشنگی عشق به هم نرسیدنه اما این حرفو میزنن تا خودشونو آروم کنن
+ تاريخ سه شنبه چهاردهم مرداد 1393ساعت 11:59 نويسنده بهار بانو |
سلام دوستای خوبم

میدونم خیلی کم پیدا شدم  اما هستم و میام بعضی وقتا بهتون سر میزنم

+ تاريخ پنجشنبه پنجم تیر 1393ساعت 10:27 نويسنده بهار بانو |
دوست بدار آنهایی را که در زندگیت نقشی داشته اند

نه آنهایی که برایت نقش بازی کرده اند

+ تاريخ سه شنبه بیستم اسفند 1392ساعت 11:33 نويسنده بهار بانو |
با هیچکس نبودن بهتر است از حضور اشتباه در کنار کسی بودن
+ تاريخ سه شنبه بیستم اسفند 1392ساعت 11:30 نويسنده بهار بانو |
دستهایم به آرزوهایم نرسید

آنها بسیار دورند...

اما درخت سبز صبرم میگوید:

امیدی هست......

دعائی هست....

خدائی هست.....

+ تاريخ سه شنبه بیستم اسفند 1392ساعت 11:29 نويسنده بهار بانو |

دست بر دلم نگذار . . .

میسوزی . . .

داغ خیلی چیزها بر دلم مانده . . .

+ تاريخ شنبه نهم آذر 1392ساعت 12:53 نويسنده بهار بانو |

گاهی باید بگذری و بروی رفیق . . . .

وقتی میمانی وتحمل میکنی از خودت یک احمق میسازی . . .

+ تاريخ شنبه نهم آذر 1392ساعت 12:53 نويسنده بهار بانو |